تبلیفات

------------------------------------------------------------------------------

جمله کوتاه

 

انسانی به اندازه دانش و پاک سرشتی حاج فردوسی در این روزها ندیده‌ام.

 

برچسب‌ شده حاج فردوسي, منهاج فردوسيان, قرآن, عرفان, اسلام ناب, تشيع خالص, سير و سلوک, سير الي الله, معرفت, معرفة الله, قاضي, علامه طباطبايي, علامه طهراني, منهاجي, نقد منهاج فردوسيان, اشکالات منهاج فردوسيان, اشکال حاج فردوسي, ظهور, امام زمان, امام عصر, بهجت, آيت الله بهجت, سيد هاشم حداد, پناهيان, محمد شجاعي, مرکز نشر, آيت الله, تصوف, صوفي, رسم الخط, قرآن, القرآن العظيم, القرآن العزيز, القرآن المجيد, رسم الخط حاج فردوسي, رسم الاملاء,
ارسال شده در |

قوانین آشکار و قوانین مخفیانه!

سؤال: اصحاب منهاج فردوسیان، چه قوانینی را در ملأ عام انجام دهند و چه قوانینی را مخفیانه مراعات نمایند؟ /
جواب: قوانین طبقات اول تا ششم را می‌توان بدون دغدغه، در ملأ عام انجام داد ولی بهتر است قوانین طبقات هفتم تا دهم، به صورت مخفیانه مراعات شود ولی بدون قصد خودنمایی و ترس از ریا، مراعات قوانین طبقات هفتم تا دهم نیز در آشکار، اشکال ندارد.

 منبع : http://ashabekahf.blogfa.com/post/1

 

برچسب‌ شده حاج فردوسي, منهاج فردوسيان, قرآن, عرفان, اسلام ناب, تشيع خالص, سير و سلوک, سير الي الله, معرفت, معرفة الله, قاضي, علامه طباطبايي, علامه طهراني, منهاجي, نقد منهاج فردوسيان, اشکالات منهاج فردوسيان, اشکال حاج فردوسي, ظهور, امام زمان, امام عصر, بهجت, آيت الله بهجت, سيد هاشم حداد, پناهيان, محمد شجاعي, مرکز نشر, آيت الله, تصوف, صوفي, رسم الخط, قرآن, القرآن العظيم, القرآن العزيز, القرآن المجيد, رسم الخط حاج فردوسي, رسم الاملاء,
ارسال شده در |

حدود امر به معروف و نهی از منکر

 

سلام
نمیدونم شرایط قم چطوره ولی مطمئناً بهتر از اینجاست و در ظاهر هم شده، خیلی مراعات میکنن. اوضاع فرهنگی جامعه خیلی افتضاح شده. چطور جسم یک آدم سالم که تو هوای دودی و آلوده حضور پیدا کنه به مرور مریض و آلوده میشه، پس روح انسان هم در این جامعه‌ی کثیف وارد بشه قطعاً آلوده میشه.
حاج فردوسی اگر ممکنه در مورد قانون امر به معروف و نهی از منکر و مصادیقش توضیح مبسوطی بدید، چه در جامعه، چه در خانواده. ما تا چه حد مسؤلیت و تکلیف داریم؟ مثلاً در مسجد می‌بینیم یک آدم سن بالا، نمازش رو اشتباه اتصال داد باید چطور بهش بگیم؟
این همه بدحجاب و بی‌حجاب تو جامعه هست ما چقدر نسبت بهشون تکلیف داریم؟ این همه ریش تراشیده رو چطور امر به معروف کنیم؟ این همه صحبت زن و مرد در ادارات و اجتماع و فامیل و دانشگاه رو چقدر نسبت به امر به معروفشون مکلفیم؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
هر چند امر به معروف و نهی از منکر، از ستون‌های اسلام است، اما حدود و شرایطی دارد. برای اطلاع از حدود و شرایط امر به معروف و نهی از منکر بر طبق احتیاط، به «رساله‌ی توضیح المسائل منهاج فردوسیان» مراجعه نمایید.

 

موفق باشید
حاج فردوسی

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |

بوسیدن دست حضرت زهرا (علیها سلام الله) توسط پیامبر

 

با سلام
آیا روایاتی که می‌گویند پیامبر، دست دخترش حضرت فاطمه را می‌بوسید صحیح هستند؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
من فقط در یک روایت از عایشه دختر طلحه از عایشه دختر ابوبکر دیدم که عایشه گفته است:
«مَا رَأَیْتُ أَحَداً کَانَ أَشْبَهَ کَلَاماً وَ حَدِیثاً مِنْ فَاطِمَهَ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وَ کَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِهَا وَ قَامَ إِلَیْهَا فَأَخَذَ بِیَدِهَا وَ قَبَّلَ یَدَهَا وَ أَجْلَسَهَا فِی مَجْلِسِهِ» (بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، طبری آملی، صفحه‌ی ۲۵۳، إخبار النبی لفاطمه و سرورها بعد حزنها)
ترجمه: هیچ کسی را شبیه‌تر از نظر کلام و گفتار از فاطمه به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) شبیه‌تر ندیدم و هر گاه بر ایشان داخل می‌شد، به او خوش‌آمد می‌گفتند و به سویش بلند می‌شدند و دستش را می‌گرفتند و دستش را می‌بوسیدند و او را در جای خودشان می‌نشاندند.
این روایت، در منابع معتبر شیعه آمده ولی از عایشه است و شاید همین که عایشه ـ که ناصبیه و دشمن درجه‌ی یک اهل بیت (علیهم‌السلام) و حضرت زهرای مرضیه (سلام‌الله‌علیها) است ـ چنین سخنی گفته، بر ارزش مطلب بیافزاید.
در هر حال، روایت دیگری که دلالت بر این معنا کند، نیافتم.

موفق باشید
حاج فردوسی

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |

صافی‌های مناظرات منهاجی

 

تمام مطالبی که از سوی طرفِ مقابل در مناظرات منهاجی مطرح می‌شود، ارزش یکسان ندارد. پس لازم است مبلّغ منهاج فردوسیان که قصد مناظره دارد، به این نکته توجه ویژه کند که هر سخن طرف مقابل را پاسخ ندهد؛ بلکه لازم است تمام سخنان را از صافی‌هایی عبور دهد تا درشتی‌هایش گرفته شود. این درشتی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها و سخنان بی‌ارزش، عبارتند از:

صافی اول: توهین؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با کلمات یا حرکات توهین‌آمیز مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد. کلمات توهین‌آمیز، چیزهایی مانند نسبت دادن اسم حیوان به انسان و مانند اینهاست. اگر مبلّغ منهاج فردوسیان، نتواند بر اعصاب و روان خود مسلط بوده و جواب توهین را با توهین یا موارد منفی دیگر بدهد، نه تنها رسالت تبلیغ منهاج فردوسیان را نتوانسته به خوبی انجام دهد که بر عکس، ناخواسته موجب دفع و انزجار قلوب نسبت به منهاج فردوسیان گردیده است.
کسی که توهین می‌کند، بنده‌ی شیطان و هوای نفس خود شده و در این قسمت، از حق و هدایت به دور افتاده است. اگر مبلّغ منهاج فردوسیان نیز بخواهد توهین را با توهین جواب دهد، پیروی از نفس و شیطان کرده و دچار همان گمراهی می‌شود. پس بی‌توجهی به توهین‌ها، بهترین راهی است که قرآن کریم نیز آن را توصیه نموده است. (سوره‌ی فرقان، آیه‌ی ۷۲ و سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی ۳)

صافی دوم: تمسخر؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با کلمات یا حرکات تمسخرآمیز مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد. اگر مبلّغ منهاج فردوسیان، نتواند بر اعصاب و روان خود مسلط بوده و جواب تمسخر را با تمسخر یا موارد منفی دیگر بدهد، نه تنها رسالت تبلیغ منهاج فردوسیان را نتوانسته به خوبی انجام دهد که بر عکس، ناخواسته موجب دفع و انزجار قلوب نسبت به منهاج فردوسیان گردیده است. مسخره کردن بر طبق قرآن کریم (سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۶۷) از کارهای نادانان است. اگر طرف مناظره‌ی شما نادانی کرد و تمسخر نمود، مجوّز این نیست که شما هم قدم در قرقگاه نهاده و فرزانگی و فرهیختگی خود را قربانی کنید و تمسخر را با تمسخر پاسخ گویید.
پس بهترین کار برای مبلّغ منهاج فردوسیان در چنین موقعی، روی برگرداندن و خود را بی‌توجه نشان دادن است و باید بحث را در مسیر صحیح و سالم، ادامه دهد.

صافی سوم: تحقیر؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با کلمات یا حرکات تحقیرآمیز مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد. اگر مبلّغ منهاج فردوسیان، نتواند بر اعصاب و روان خود مسلط بوده و جواب تحقیر را با تحقیر یا موارد منفی دیگر بدهد، نه تنها رسالت تبلیغ منهاج فردوسیان را نتوانسته به خوبی انجام دهد که بر عکس، ناخواسته موجب دفع و انزجار قلوب نسبت به منهاج فردوسیان گردیده است. گاهی این تحقیر، برگشت به شخص مبلّغ می‌کند، گاهی به مؤلف منهاج فردوسیان و گاهی به اصل منهاج فردوسیان. در هر سه حالت، نباید اعتنایی به این کلمات و جملات نمود و باید بحث را مؤدبانه دنبال کرد.

صافی چهارم: تهمت؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با تهمت‌هایی از سوی طرف مقابلش مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد. تهمت‌زدن، نشان از ضعف تقوای طرف دارد و شایسته نیست زمان مناظره را با توجه کردن به تهمت‌ها و پاسخ دادن به آنها، هدر دهد. تهمت‌ها، موارد دروغی هستند که به شخص مبلّغ یا مؤلف منهاج فردوسیان نسبت داده می‌شود و غرض اصلی از آن، به هم ریختن تمرکز مبلّغ منهاجی و غلبه کردن در بحث است. البته این روش برای غلبه کردن، چندان طولی نمی‌کشد و با تقاضای سند و مدرک برای تهمت، به رسوایی منجر می‌گردد. به عبارت ساده، هر گاه با تهمت مواجه شدید، فقط بر همین سؤال بسنده کنید که «آیا برای ادعای خود، سند و مدرکی دارید؟»
تهمت‌زن، از ایمان قوی و تقوای بالایی برخوردار نیست و الا نباید دانسته و عمدی، ایراد اتهامات دروغین می‌کرد. این گونه اشخاص، معمولاً وقتی از آنان طلب سند و مدرک برای تهمت و افتراءشان می‌کنید، شروع به فرافکنی و فرار می‌کنند و مسیر بحث را در شاخه‌ی دیگری ادامه می‌دهند. شایسته است وقتی طرف مقابلتان فرار کرد، او را تعقیب نکنید و بگذارید بحث را در شاخه‌ی دیگری دنبال کند.

صافی پنجم: تشبیه؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با تشبیه منهاج فردوسیان به نظام‌های منحرف مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد. کسانی که سند و مدرک معتبری ندارند، بدون داشتنِ وجه تشابه درست، اقدام به تشبیه کردن منهاج فردوسیان به نظام‌های فکری و تربیتی دیگر می‌کنند. مثلاً به صِرف این که در منهاج فردوسیان، بر روایات ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) تأکید و بنا می‌شود، آن را به «اخباریگری» تشبیه می‌کنند. یا به صِرف این که خواهان زدودن بدعت‌ها و خرافات است، آن را به «وهابیت» مشابه می‌شمارند. یا به صِرف بی‌اعتمادی به فلسفه و عرفان مصطلح، آن را همانند «مکتب تفکیک» می‌پندارند. در حالی که نقاط افتراق منهاج فردوسیان با موارد شمرده‌شده، بیش از موارد اشتراک آن است که در جای خود، به تفصیل بیان شده است.
پس بر مبلّغ منهاج فردوسیان است که به اینگونه تشبیه‌ها توجه نکند و بداند تشبیه‌کننده، از سطح فهم دقیقی برخوردار نیست و در صدد آلوده کردن فضا و خود را غالب نشان دادن است. کسی که مطالعه‌ی کافی در مورد منهاج فردوسیان و درک درستی از آن داشته باشد، آن را به هیچ برنامه‌ی تربیتی‌ای تشبیه نمی‌کند و به درستی می‌داند که «منهاج فردوسیان» همان تشیع اثنی‌عشری، بدون بدعت‌ها و خرافات و مصلحت‌اندیشی‌هاست.

صافی ششم: تخمین؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با حدس و پیشگویی مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد. یکی از دستاویزهای مناظره‌کنندگانی که چیزی در زمان «حال»، برای انتقاد و تخریب پیدا نمی‌کنند، «پیشگویی» برای زمان «آینده» است؛ پیشگویی‌هایی مانند این که: «منهاج فردوسیان در آینده، مانند شیخیه و بابیه و بهائیت خواهد شد» یا «حاج فردوسی در آینده ادعای امام زمانی خواهد کرد» یا «حاج فردوسی در آینده، ادعای دین جدید خواهد کرد».
این دستاویز، معمولاً از سوی کسانی استفاده می‌شود که در عرصه‌های دیگر، شکست‌خورده و در جستجوی راهی برای فرار از شکست هستند. این افراد، وقتی می‌فهمند دستشان از سند و مدرک درست، خالی است، مجبور می‌شوند توجه مخاطبشان را به آینده معطوف کنند و با کارشناسْ نشان دادن خود، پیش بینی خطرات مهم برای اسلام و مسلمین از ناحیه‌ی نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان نمایند! مبلّغ منهاج فردوسیان، باید بی‌توجه به این پیشگویی‌ها، بحث را ادامه دهد.

صافی هفتم: تشمیم؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با عباراتی مانند این که «منهاج فردوسیان، بوی وهابیت می‌دهد»، «بوی انحراف می‌دهد»، «بوی مخالفت با فلان می‌دهد» مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد. برخی طرف‌های مناظره، در زمان نداشتن سند و مدرک معتبر از آیات و روایات، بویایی خود را به کار انداخته و برخی بوهای خاص را استشمام می‌کنند که وجود خارجی ندارد. مبلّغ باید توجه داشته باشد که اظهار نظر بر اساس بو کشیدن، یکی از مسخره‌ترین اظهار وجودها در مناظره است و نباید به آن توجه نماید. کسی که با بو کشیدن، شروع به اظهار نظر کرده و وجود جنازه را گزارش می‌دهد، به زبان بی‌زبانی، خود را چنان کارشناس متبحری قلمداد می‌کند که با «بو کشیدن» به عمق مسأله، آگاه شده و دیگران را هم بر حذر می‌دارد. چنین فردی نمی‌داند کارشناس بودنش در بو کشیدن، فقط برای خودش ثابت شده و برای دیگران، ارزشی ندارد و باید سند و مدرک قاطع ارائه کند.
به هر صورت، مبلّغ منهاج فردوسیان، نباید به بوکشیدن‌های طرف مقابلش در مناظره، توجه نماید؛ بلکه باید بحث را در مسیر صحیح، ادامه دهد.

صافی هشتم: تهدید؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با تهدید مواجه شود، نباید عکس العمل منفی نشان دهد و تهدید را با تهدید، پاسخ دهد. تهدید کردن، آخرین حربه و وسیله برای فرومایگان در مناظرات است. وقتی طرف مناظره، خود را بیچاره می‌یابد، دست به تهدید می‌زند و قدرت‌های خیالی‌اش را به رخ می‌کشد. آنچه قدرت واقعی در مناظرات منهاجی محسوب می‌شود، تسلط بر آیات قرآن کریم و روایات معتبر از ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) است و قدرت‌های دیگر، مانند قدرت هفت‌تیرکشی یا گزارش دادن به نهادهای نظامی و امنیتی، نشان از ضعف منطق و ناتوانی از استدلال به ثقلین است. توجه به تهدیدها، شخص فرومایه‌ی تهدیدکننده را جرأت می‌بخشد و شاد می‌سازد و از این که تهدیدهای توخالی‌اش اثر گذاشته، احساس غلبه پیدا می‌کند. پس مبلّغ منهاج فردوسیان نباید به تهدیدها توجه کند و باید بحث را در سلامت و آرامش، ادامه دهد.

 

 

برگرفته از کتاب «مبلّغان منهاج فردوسیان»

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |

نیاز به آموزش برای شروع منهاج فردوسیان

 

سؤال: آیا برای شروع منهاج فردوسیان، نیاز به آموزش و آشنایی خاصی هست؟
جواب:
وقتی بخاری و اجاق گاز، نیاز به نصب و راه‌اندازی توسط سرویسکار مجاز دارد، چطور برنامه‌ی تربیتی‌ای به عظمت و گستردگی «منهاج فردوسیان»، نیاز به نصب و راه‌اندازی در روح و جان جوینده‌ی کمال و سعادت، نداشته باشد؟!
کسانی موفق می‌شوند به خوبی از «منهاج فردوسیان» استفاده کنند که مراحل نصب آن را به خوبی طی کرده باشند و پیغامی مبنی بر این که «این برنامه به خوبی در جان شما نصب شد» را دریافت کرده باشند.
هر یک از مراحل نصب که به درستی انجام نشود، در کوتاه مدت و دراز مدت، ایجاد اختلالاتی در حرکت کرده و آلارم‌ها و ارورهای خاص خودش را خواهد داد.

موفق باشید
حاج فردوسی

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |

کارهای تشیع نانوشته در باره‌ی سفر و مسافر

 

 

مقدمه:
نوعی از تشیع، در جامعه‌ی امروز ما به عنوان دین رسمی پذیرفته شده که بخش‌هایی از قواعد نظری و قوانین عملی آن، در هیچ کتاب و سندی نوشته نشده و مستند به هیچ سند معتبری از وحی نیست، ولی به شدت در عمل، ‌مراعات ‌می‌شود و بدنه‌ی اصلی فرهنگی دینداری عوام شیعه‌ی امروز را تشکیل می‌دهد، این نوع از تشیع را «تشیع نانوشته» می‌نامیم.
چون این دیدگاه‌ها و اعمال، در نزد تقریباً عموم شیعیان ایران رایج است، از آن به «تشیع» یاد می‌کنیم ولی در حقیقت، اینها تشیع ناب و خالص نیست. و از آن جهت به آن «نانوشته» می‌گوییم که عمده‌ی آن، حتی در جایی نوشته نشده و فقط به صورت سینه به سینه از نسلی به نسل بعد منتقل می‌گردد، یا به صورت موجی توسط رسانه‌های جمعی (تلویزیون،‌ رادیو، اینترنت و روزنامه) به قالب عملی دینی جلوه‌گر ‌می‌شود.
البته باید توجه داشت که این دیدگاه‌ها و آداب عملی، از مواردی انتخاب شده که عمومیت دارد و قسمت زیادی از دیدگاه‌ها و آداب و رسوم شیعیان در نقاط مختلف ایران، در آن نیامده است.
همچنین لازم به ذکر است که این دیدگاه‌ها و آداب، مربوط به شیعیان ایران است و اگر دیدگاه‌ها و آداب سایر شیعیان مانند شیعیان عراق، عربستان، هند و پاکستان مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد، عجایب و غرایب بسیار دیگری بر این مجموعه افزوده می‌شود.
و نیز باید توجه داشت که این دیدگاه‌ها و آداب و رسوم، مربوط به زمان حال است و از آنچه در گذشته، رایج بوده و اکنون مورد توجه نیست، چشم‌پوشی شده است. امیدواریم روزی بیاید که موارد یاد شده در ذیل، با موارد منهاجی آن، جایگزین گردد.
در ادامه، نمونه‌هایی از تفاوت «تشیع نانوشته» به همراه مقایسه‌اش با دیدگاه‌ها و اعمال توصیه‌شده در «منهاج فردوسیان» را بیان می‌کنیم تا تفاوت این دو نوع از تشیع، بهتر آشکار شود. البته لازم به ذکر است که بعضی از این دیدگاه‌ها و رفتارها، دین نیست بلکه «آئین» است یعنی به عنوان تشیع بدان پرداخته نمی‌شود ولی در حد دستورات دینی، محترم شمرده ‌می‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کارهای تشیع نانوشته در باره‌ی سفر و مسافر:
۱. در تشیع نانوشته، مسافر را برای محافظت، از زیر قرآن عبور می‌دهند.
در منهاج فردوسیان، توصیه‌ای به چنین عملی برای محافظت نیامده است.
۲. در تشیع نانوشته، پشت سر مسافر، آب و سبزه می‌ریزند.
در منهاج فردوسیان، توصیه‌ای به چنین عملی نیامده و انجامش را مفید به حال مسافر و بازماندگان نمی‌دانند.
۳. در تشیع نانوشته،‌ برای سفر عتبات عالیات (کربلا، نجف، سامرا و کاظمین)،‌ ولیمه می‌دهند.
در منهاج فردوسیان، چنین سفارشی وارد نشده است.

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |

ارجاع مردم در زمان غیبت به راویان حدیث، انتقال و تفویض استادی نیست؟

 

 

آیا ارجاع مردم در زمان غیبت به راویان حدیث (فقها) به معنی انتقال و تفویض استادی از امام عصر (علیه‌السلام) به آنان نیست؟ /
جواب: بر طبق آموزه‌های وحیانی، نقش امام در نظام هستی، نقش تکوینی است یعنی وجود امام برای بقای دنیا و پابرجا بودن آسمان و زمین، لازم است. امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «نَحْنُ أَئِمَّهُ الْمُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللهِ عَلَى الْعَالَمِینَ وَ … نَحْنُ أَمَانُ أَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنَا یُمْسِکُ اللهُ‏ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ‏ وَ بِنَا یُمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیثَ وَ بِنَا یَنْشُرُ الرَّحْمَهَ وَ یُخْرِجُ بَرَکَاتِ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ‏ بِأَهْلِهَا» (امالی، شیخ صدوق، صفحه‌ی ۱۸۶، المجلس الرابع و الثلاثون؛ کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، جلد ۱، صفحه‌ی ۲۰۷، باب العله التی من أجلها یحتاج إلى الإمام) ترجمه: ما امامان مسلمانان و حجت‌های خدا بر جهانیان و … ما امان اهل زمین هستیم همچنان که ستارگان، امان برای اهل آسمان هستند. من کسانی هستیم که به [وجود و واسطه‌ی] ما آسمان از این که بر زمین بیافتد، به اجازه‌ی خدا، بازداشته می‌شود و به [وجود و واسطه‌ی] ما زمین از این که اهلش را فرو برد، بازداشته می‌شود و به [وجود و واسطه‌ی] ما باران فرو فرستاده می‌شود و به [وجود و واسطه‌ی] ما رحمت، منتشر می‌گردد و برکات زمین خارج می‌شود و اگر ما از ما در زمین نباشد، اهلش را فرو می‌برد.
و نیز امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: «لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ یَوْماً بِلَا إِمَامٍ مِنَّا، لَسَاخَتْ‏ بِأَهْلِهَا، وَ لَعَذَّبَهُمُ اللهُ بِأَشَدِّ عَذَابِهِ، ذَلِکَ أَنَّ اللهَ جَعَلَنَا حُجَّهً فِی أَرْضِهِ، وَ أَمَاناً فِی الْأَرْضِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، لَنْ یَزَالُوا فِی أَمَانٍ أَنْ تَسِیخَ بِهِمُ الْأَرْضُ مَا دُمْنَا بَینَ أَظْهُرِهِمْ، فَإِذَا أَرَادَ اللهُ أَنْ یُهْلِکَهُمْ ثُمَّ لَا یُمْهِلَهُمْ وَ لَا یُنْظِرَهُمْ، ذَهَبَ بِنَا مِنْ بَینِهِمْ، وَ رَفَعَنَا إِلَیهِ، ثُمَّ یَفْعَلُ اللهُ بِهِمْ مَا شَاءَ وَ أَحَبَّ» (الأصول السته عشر، صفحه‌ی ۱۴۰، کتاب أبی سعید عباد العصفری؛ کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، جلد ۱، صفحه‌ی ۲۰۴، باب العله التی من أجلها یحتاج إلى الإمام) ترجمه: اگر زمین یک روز بدون امامی از ما بماند، اهلش را فرو می‌برد و هر آینه خداوند، ایشان را به شدیدترین عذابش، عذاب می‌کرد. [علت] آن این است که خدا ما را حجت در زمین و امان در زمین برای اهل زمین قرار داده است. همواره ـ تا ما در میانشان هستیم ـ در امان خدا هستند از این که زمین، آنان را در خود فرو برد. پس هر گاه خدا اراده کند که هلاکشان سازد و مهلتشان ندهد، ما را از بینشان ببرد و به سوی خودش بالا کشد، سپس آنچه بخواهد و دوست داشته باشد، با آنان انجام دهد.
و همچنین فرمودند: «لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَهً لَسَاخَتْ‏ بِأَهْلِهِ کَمَا یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ» (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (علیهم‌السلام)، صفار، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۸۸، باب أن الأرض لا تبقى بغیر إمام) ترجمه: اگر امام، یک ساعت، از زمین بالا برده شود، اهلش را در خود فرو می‌برد همچنان که موج دریا، اهلش را در خود فرو می‌برد.
یا: عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام) تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیرِ إِمَامٍ؟ قَالَ: «لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ بِغَیرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ» (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (علیهم‌السلام)، صفار، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۸۸، باب أن الأرض لا تبقى بغیر إمام؛ کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۷۹، باب أن الأرض لا تخلو من حجه) ترجمه: راوی می‌گوید: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: زمین بدون امام می‌شود؟ فرمودند: اگر زمین بدون امام بماند، فرو می‌رود.
یا: عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ (علیه‌السلام) هَلْ یَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیرِ إِمَامٍ؟ فَإِنَّا نُرَوَّى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام). قَالَ: «لَا یَبْقَى الْأَرْضُ إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللهُ عَلَى الْعِبَادِ». قَالَ: «لَا تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ»‏ (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (علیهم‌السلام)، صفار، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۸۸، باب أن الأرض لا تبقى بغیر إمام؛ کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۷۹، باب أن الأرض لا تخلو من حجه) ترجمه: راوی می‌گوید به امام کاظم (علیه‌السلام) عرض کردم: آیا زمین بدون امام می‌شود؟ پس ما از امام صادق (علیه‌السلام) روایت می‌کنیم که زمین [بدون امام] نمی‌شود مگر این که خدا بر بندگانش غضب کرده باشد. فرمودند: [بدون امام، اصلاً] باقی نمی‌ماند، در این هنگام، فرو می‌رود.
یا: عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه‌السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ هَلْ تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیرِ إِمَامٍ؟ قَالَ: «لَا». قُلْتُ: فَإِنَّا نُرَوَّى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام) أَنَّهُ قَالَ لَا تَبْقَى إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللهُ عَلَى الْعِبَادِ. قَالَ: «لَا تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ» (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (علیهم‌السلام)، صفار، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۸۹، باب أن الأرض لا تبقى بغیر إمام) ترجمه: راوی می‌گوید: به امام رضا (علیه‌السلام) عرض کردم: آیا زمین خالی از امام می‌شود؟ فرمودند: نه. گفتم: ما از امام صادق (علیه‌السلام) روایت می‌کنیم که زمین بدون امام نمی‌شود مگر این که خدا بر بندگانش غضب کرده باشد. فرمودند: [اگر چنین شود] باقی نمی‌ماند و در این هنگام، فرو می‌رود.
یا: عَنْ سُلَیمَانَ الْجَعْفَرِیِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه‌السلام) قُلْتُ: تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّهِ اللهِ؟ قَالَ: «لَوْ خَلَتِ الْأَرْضُ طَرْفَهَ عَینٍ مِنْ حُجَّهٍ لَسَاخَتْ‏ بِأَهْلِهَا» (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (علیهم‌السلام)، صفار، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۸۹، باب أن الأرض لا تبقى بغیر إمام) ترجمه: راوی می‌گوید: از امام رضا (علیه‌السلام) پرسیدم: آیا زمین از حجت خدا خالی می‌شود؟ فرمودند: اگر زمین، یک چشم بر هم زدنی، از حجت خالی شود، اهلش را در خود فرو می‌برد.
این جایگاه، منحصر در امام عصر (علیه‌السلام) است و به هیچ کسی واگذار نشده است. پس اگر «استاد» بودن را به معنی تأثیر تکوینی در رساندن مشتاقان به کمال و سعادت بدانیم، به کسی منتقل نشده و هیچ فقیهی نیز چنین ادعایی نکرده است. اما اگر «استاد» بودن را به معنی راهنمایی به آموزه‌های قرآن کریم و میراث برجای مانده از ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) معنی کنیم، در زمان غیبت آن جناب، این وظیفه بر عهده‌ی محدثین و فقهای عظام است، که فرمودند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللهِ» (کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۴۸۴، باب ذکر التوقیعات الوارده عن القائم (علیه‌السلام)؛ الغیبه، شیخ طوسی، کتاب الغیبه للحجه، صفحه‌ی ۲۹۱، فصل بعض معجزات الإمام المهدی (علیه‌السلام)؛ إعلام الورى بأعلام الهدى، طبرسی، صفحه‌ی ۴۵۲، الفصل الثالث فی ذکر بعض التوقیعات الوارده منه؛ الخرائج و الجرائح، راوندی، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۱۱۴، باب العلامات الساره الداله على صاحب الزمان (علیه‌السلام)؛ الإحتجاج على أهل اللجاج، شیخ طبرسی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۴۷۰، احتجاج الحجه القائم المنتظر المهدی صاحب الزمان (علیه‌السلام)؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ۲، صفحه‌ی ۵۳۱، الفصل الثالث فی ذکر بعض التوقیعات الوارده منه (علیه‌السلام)؛ وسائل الشیعه، محدث عاملی، جلد ۲۷، صفحه‌ی ۱۴۰، باب وجوب الرجوع فی القضاء و الفتوى إلى رواه الحدیث من الشیعه) ترجمه: و اما در پدیده‌هایی که اتفاق می‌افتد، پس در آنها مراجعه کنید به راویان کلام ما که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.
البته لازم به ذکر است که آنچه مدعیان «قطب» و «استاد»، ادعای آن را دارند، فراتر از هدایت به آموزه‌های قرآن و سنت و عترت است و مدعی تصرفات تکوینی هستند. یعنی خود را از سلسله‌ی امامت نوعی می‌شمارند.

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |

توضیح عبارت «۲۷ رجب» در آرم منهاج فردوسیان

 

سؤال: عبارت «۲۷ رجب» که در آرم منهاج فردوسیان درج شده به چه معنی است؟ /
جواب: این عبارت اشاره به روز تأسیس این منهاج فردوسیان شریف است‌. این عبارت همواره به ما یادآور ‌می‌شود که راه روشن «منهاج فردوسیان» از سحرگاه روز ۲۷ رجب از بلندای کوه نور و غار حراء به وساطت قلب استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) شروع شد و تا صبح قیامت، ادامه خواهد یافت‌.

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |

«منهاج فردوسیان» چه نقاط اشتراک و افتراقی با «حلیه المتقین» دارد؟

 

«منهاج فردوسیان» چه نقاط اشتراک و افتراقی با «حلیه المتقین» دارد؟ /
جواب: مقایسه‌ی «منهاج فردوسیان» با «حلیه المتقین»، از اساس، اشتباه است زیرا «منهاج فردوسیان»، نظام جامع تربیتی است ولی «حلیه المتقین»، نظام تربیتی نیست، بلکه کتابی علمی می‌باشد. برنامه‌ی و نظام تربیتی، دارای مؤلفه‌ها و مشخصه‌هایی است که در کتاب فوق الذکر دیده نمی‌شود. همچنین «حلیه المتقین»، نقایص بسیاری نسبت به «منهاج فردوسیان» دارد. در کتاب «حلیه المتقین» علاوه بر روایات صحیح و معتبر، روایات ضعیف نیز به وفور دیده می‌شود. همچنین در «حلیه المتقین» به اعتقادات شیعه و واجبات و محرمات، پرداخته نشده است.
اما در نقاط اشتراک، باید گفت: در هر دو مجموعه، از روایات معتبر استفاده شده است.

برچسب‌ شده حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
ارسال شده در |